233

بعضی وقتا واقعا تصمیمای باحال و درستی میگیرم.

That day

That day

That day, that day
What a mess what a marvel
I walked into that cloud again
And I lost myself
And I’m sad, sad, sad
Small, alone, scared
Craving purity
A fragile mind and
A gentle spirit
That day, that day
What a marvelous mess
This is all that I can do
I’m done to be me
Sad, scared, small, alone, beautiful
It’s supposed to be like this
I accept everything
It’s supposed to be like this

That day, that day
I lay down beside myself
In this feeling of pain, sadness
Scared, small, climbing, crawling
Towards the light
And it’s all I see and
I’m tired and I’m right
And I’m wrong
And it’s beautiful

That day that day
What a mess
What a marvel
We’re all the same
And no one thinks so
And it’s okay
And I’m small
And I’m divine
And it’s beautiful
And it’s coming
But it’s already here
And it’s absolutely perfect

That day, that day
When everything was a mess
And everything was in place
And there’s too much hurt
Sad, small, scared, alone
And everyone’s a cynic
And it’s hard and it’s sweet
But it’s supposed
To be like this

That day, that day
When I sat in the sun
And I thought and I cried
’cause I’m sad, scared, small
Alone, strong
And I’m nothing
And I’m true
Only a brave man
Can break through
And it’s all okay
Yeah, it’s okay

 

231

Be real , Be original , Be what you are :)

BE ALL YOU CAN BE

230

یه خودکار

یه دفتر

۲۳ تا برنامه ی سی ++ واسه خوندن .

یه لیوان چای

چشمای خسته

آهنگ Felicita  که با صدای بلند انرژی میده ( یه ریتم رقص هم میده :دی )

فضای انرژی بخشیه کلن !!!

 

 

229

228

به یاد ۱۴ - ۱۵ سالگی نشستم همه ی کلیپ های قدیمیه West life  و Backstreet Boys و  Delta Goodrem ٬ Nsync رو دیدم. اون موقع ها خیلی اینا رو دوس داشتم.

هنوز با سبکای دیگه مثل متال آشنا نشده بودم. بعد اگه هم آشنا میشدم انگلیسیم در حدی  نبود که آهنگای متال رو بفهمم ولی گروه های ذکر شده در بالا  لایریک سختی نداره آهنگاشون. تقریبا می فهمیدم چی میگن. بعد که کم کم انگلیسیم قوی شد رفتم سراغ سبکای دیگه بهتره specifically  بگم متال .

پ.ن. این 4shared  با من راه نمیاد وگرنه چند تا آهنگ توپ میذاشتم واسه دانلود. وقتی با rghost آپلود می کنم آهنگا رو٬ بچه ها میگن فیلتره و نمیشه دانلود کرد. آخه من موندم سایت آپلود رو هم فیلتر میکنن؟  بابا اینا که خیلی دمشون گرمه

227

تب ٬ استخون درد ٬ گلو درد

226

رفتم یه جفت گوشواره خریدم شکل گیتار به رنگ مشکی.

یه دستبند هم خریدم که علامت  Charmed رو داره که یه  نشانه ی ۳ جادو  ِ و  رو متال هک شده .

دیگه فقط به آرایش چشم Taylor momsen خواننده ی گروه The pretty reckless نیاز دارم.

احساس متال بودن می کنم بسی !!!

225

ساعت ۳ صبح ِ. به زور چشمامو باز نگه داشتم. از دیشب تا حالا فقط ۴ ساعت خوابیدم اما با لجبازیه خاصی نشستم و دارم می نویسم. وبلاگ نویسی رو دوس دارم یعنی حداقل واسه ی من خوب بوده چون همیشه حرف دلمو نوشتم... می تونم این چیزا رو تو دفتر بنویسم ولی نمی دونم چرا ترجیح می دم اینجا بنویسم. حس می کنم خونه ی خاطراتم شده اینجا. شاید اگه بگم خونه ی احساسات و تفکرات لحظه های مختلف زندگیم در ۳ سال گذشته بهتر باشه.

البته جدیدا به گودر هم معتاد شدم. ولی اونجا شر آیتم می خونم و اگه هم چیزی بنویسم از  ۱ یا ۲ خط بیشتر نمیشه چون احساسی که نسبت به وبلاگم دارم یه جور حس مالکیت ِ که نسبت به گودر ندارم.

اولا خیلی واسم مهم بود که کی سر میزنه و چند تا کامنت داره هر پست . ولی الان واقعا نمی دونم اون موقع چی فکر میکردم چون اصن دیگه این چیزا مهم نیست واسم. همین که بر میگردم و خاطرات و احساسات ۱ سال پیش رو می خونم و خنده میاد رو لبام واسم کافیه. :)

یعنی چشام باز نمیشن.. یکی نیست به من بگه آخه دیوونه مگه مرض داری ؟ برو بخواب

پ.ن. در ضمن عرض شود که به خاطر عید دیوالی تا ۱ شنبه تعطیلیم. یعنی ۳ روز. برم حالشو ببرم. اصن نمی خوام تو خونه بمونم ٬ سعی میکنم هر روز برم بیرون و کلن خوش بگذرونم.  چون بعدش دیگه باید جدی بشینم واسه امتحانای فاینال درس بخونم.

اینو قبلا هم نوشته بودم فک کنم ولی دوس داشتم الان هم بنویسم :

ناتانائیل ... آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی...

 

ASYLUM

من رسما با آلبوم ِ جدید Disturbed رستگار شدم.

محشره...اگه میخوای  Heavy Metal گوش بدی همین الان برو این آلبوم رو دانلود کن.

223

ای کاش...

222

یه لیوان شیر کاکائو  ِ دااااغ!!!

.

.

...

خیلی چسبید !!

221

دوس داشتم الان خونه بودم و داشتم coffee و هات داگ می خوردم و با داداشم The simpsons میدیدم.

بعد هی بابام می گفت تو چرا تا صبح بیداری؟ واسه اینه که تا لنگ ظهر خوابی. ( معمولا بابام ۶صبح بیدار میشه ) منم همیشه می گفتم بابا من شب رو بیشتر دوس دارم .

اصن حالا که اینو گفتم میخوام یه مقایسه کنم .

قبل از اومدن به هند :

چون همه ی کلاسام به جز ترم ۱ بعد از ظهر بود ( یعنی خودم بعد از ظهر انتخاب میکردم از بس تنبل بودم ) تا ۱۲ یا ۱ ظهر خواب بودم.

بعد فقط یه لیوان چای میخوردم و شروع می کردم به چیدن میز ناهار  چون ۱ ساعت بعدش بابا و مامان از سر کار می اومدن.

بعد از ناهار همیشه من ظرفا رو می شستم.

عصر چای دم می کردم . بعد پای اینترنت بودم تا ۱۰ اینجوریا... بعد درس تا ۳ یا ۴ صبح ( مخ من فقط شبا کار می کنه واسه درس خوندن. به خدا امتحان کردماااا همینجوری نمیگم.)

آخر هفته ها هم که همش در حال خرید کردن بودم. اصن یه زندگیه توپی داشتم

بعد از اومدن به هند :

هر روز هفته کلاس دارم از صبح تا عصر  بنابراین دیگه ۸.۳۰ صبح باید بیدار بشم.

تا ۵ اینجوریا که کالج هستم. بعدش میام خونه یه چیزی می خورم ٬ می خوابم تا ۸ شب

تا ۴ صبح هم بیدارم... شایدم بیشتر . بستگی به درسام داره.

خبری از خرید هم نیست اینجا.. ولی چون همه ی کارا رو باید خودم انجام بدم یعنی من و خواهرم باید انجام بدیم خیلی مجبور میشم برم بیرون.

تازه مامان و بابام هم نیستن اینجا که هی منو لوس کنن.

حالا اصل مطلب اینه که زندگی ندارم من اینجا

220

حال این روزای من :

آلرژی دیگه به اوج خودش رسیده جوری که تب می کنم.

۱۰۰ عطسه پر مینت

آبریزش بینی و سوزش چشم

و بالاخره از دیشب تا حالا سر درد شدیدی دارم که اصلا خوب نمیشه ٬ حتی کالج هم نتونستم برم .

حالا درسته حال فیزیکی ِ این روزای من داغون ِ  ولی کلن آیم فاین

پ.ن. ماجی به عشوه توجه کن

219

Il Sole Esiste Per Tutti

 
In questa mattina grigia
In questa casa che ora è veramente solo mia
riconosco che sei l'unica persona che conosca
Che incontrando una persona la conosce
e guardandola le parla per la prima volta
concedendosi una vera lunga sosta
Una sosta dai concetti e i preconcetti
Una sosta dalla prima impressione
Che rischiando di sbagliare
prova a chiedersi per prima cosa sa quella persona veramente
Potrà mai volere bene

Tu che pensi solamente
Spinta dall'affetto e non ne vuoi sapere
di battaglie.. d'odio.. di ripicche e di rancore
E ti intenerisci ad ogni mio difetto
Tu che ridi solamente insieme a me
insieme a chi sa ridere.. ma ridere di cuore
Tu che ti metti da parte sempre troppo spesso
E che mi vuoi bene più di quanto faccia con me stesso
E trasceso il concetto di un errore
ciò che universalmente tutti quanti a questo mondo
chiamiamo amore

Ti fermo alle luci al tramonto
e ti guardo negli occhi e ti vedo morire
Ti fermo all'inferno
e Mi perdo perchè non ti lasci salvare da me
Nego i ricordi peggiori.. richiamo i migliori pensieri
Vorrei ricordassi tra i drammi più brutti
che il sole.. esiste per tutti
esiste per tutti

Ciò che noi sappiamo ha da tempo superato
ogni scienza logica.. concetto o commento di filosofia eremita
Ciò che non sei tu e che voglio tu capisca
è quanto unico.. prezioso.. insostituibile.. e solo tuo
sia il dono della vita

Ti fermo alle luci al tramonto
e ti guardo negli occhi e ti vedo morire
Ti fermo all'inferno
e mi perdo perchè non ti lasci salvare da me
Nego il negabile.. Rido il possibile
Curo il ricordo e mi scordo di me
E perdo il momento sperando
che solo perdendo quel canto tu resti con me

Ti fermo alle luci al tramonto
e ti guardo negli occhi e ti vedo morire
Ti fermo all'inferno
e mi perdo perchè non ti lasci salvare da me
Nego i ricordi peggiori.. richiamo i migliori pensieri
Vorrei ricordassi tra i drammi più brutti
che il sole.. esiste per tutti


 

218

بعضی جاها آدم دیگه حس میکنه بزرگ شده.

 عاقل بودن خیلی چیز ِ خوبیه !!!